نویسنده: مسعود اکبری - ۱۳٩٠/٥/٢٢
تقصیر کیست که این همه واژه بی تکاپو مرده اند؟
از پرده ی سیاه شب مهتاب رفته است.
پیمان های عاشقان لغو چه چیزی شد؟
وقتی که لای خاطرات من یارم رفته است.
من با سیاهی شبها ناله سر میدهم
آیا برای درد من درمانی مانده است؟
سخت از تمام عالم خلقت گریخته ام
دنبال من چه کسی براه افتاده است؟
بودی که گریه های خودم را باتو سر کنم؟
وقتی که دلتنگی تمام وقتت را پر کرده است.
آواره شد برسرم عهد من وخدا
وقتی که یاد تو در دلم رخنه کرده است...
××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××
منبع:http://shapi.mihanblog.com
