راهکار خوش فرجامی و عاقبت بخیری

از نظر قرآن، دنیا با همه ناپایداری ها و بی ارزش بودن آن نسبت به آخرت و لهو و لعب بودن زندگی در دنیا، نمی توان از مزرعه ای برای آخرت بودن آن چشم پوشی کرد. از این رو گفته اند دنیا مقام تکلیف و عمل و آخرت مقام پاداش است. دنیا چون فصل کشت و کشتزاری است که می بایست در این مدت محدود زمانی و مکانی، هر کسی کشت خویش بکارد، محافظت و نگه داری کند تا در آخرت برداشت کند، چرا که در آخرت دیگر فرصت کشت به کسی داده نمی شود. از این رو، هر کسی گام به سرای آخرت بلکه حتی گام در بخش مقدماتی آن یعنی برزخ بگذارد به او فرصت بازگشت داده نمی شود و در آخرت نیز که ریشه و پنبه دنیا به کلیت زده می شود و چیزی از دنیا باقی و برقرار نمی ماند و به حکم «یوم تبدل الارض غیرالارض والسموات؛ زمانی که زمین و آسمان تبدل می یابد»، در آن زمان اگر کسی بخواهد بازگردد تا کشتی دیگر بکارد، ندای کلا (هرگز) می شنود و پاسخ «ارجعونی لعلی اعمل صالحا» نفی ابدی به او داده می شود؛ زیرا پرونده دنیا در آخرت به کلی بسته می شود و چیزی به عنوان دنیا جز سابقه ای از وجود آخرتی آن باقی و برقرار نمی ماند.

بر این اساس هر کسی اگر می خواهد به فرجام خوشی برسد و پرونده اعمال وی را در دست راست بگذارند و یا بی حساب و کتاب چون سابقون وارد بهشت شود می بایست دنیای خویش را آباد کند. از این رو گفته اند آبادی حقیقی دنیا چیزی جز آبادانی واقعی و حقیقی آخرت نیست. انسان برای این که عاقبت به خیر شود باید شاکله وجودی خویش را از همان آغاز به درستی بسازد.

اصولا دنیا کارخانه آدم سازی است. هر چند که بخشی از مسئولیت شاکله سازی و قالب گیری ظاهری و باطنی انسان به عهده پدر و مادر یعنی وراثت و بخشی دیگر به محیط زیست و اجتماع است ولی بخش عمده آن به تربیت خود انسان بستگی دارد. انسان با هر شناختی که به دست می آورد خود را می سازد و با هر کار خرد و کلانی که انجام می دهد بخشی از وجود و ظرفیت خویش را بازسازی و یا فعال سازی می کند. از این رو مجموعه احکام و آموزه های دستوری اسلام و قرآن، تمام مراحل حیات انسانی از گهواره تا گور را شامل می شود.

کسی که می خواهد انسان کاملی شود و در بهشت رضوان در برترین مرتبه قرار گیرد باید در این جا خود را بسازد و در آخرت تحویل بگیرد. این ساخت کامل به عنوان نتیجه قرب الفرایض و قرب النوافل در اصطلاحات عرفانی و روایی مطرح می باشد. کسی که به همه احکام و آموزه های اسلامی به شکل کامل و مطلق عمل کند و به قول آیت الله بهجت به تمامی توضیح المسائل پای بند باشد، امید آن می رود که انسان کاملی شود که در مقام قرب الفرایض نشسته و به همه هستی ربوبیت می کند. چنین شخصی چون به حکم «موتوا قبل ان تموتوا» و «زنوا قبل ان توزنوا» و «حاسبوا قبل ان تحاسبوا» عمل کرده، در همین دنیا اهل بصیرت و مکاشفه وجود و معرفتی نسبت به آخرت است به این معنا که هم آخرت و همه هستی را به احاطه عملی می داند و چیزی به عنوان علم غیب و یا عالم غیب برای او معنا و مفهومی ندارد و هم خود در همه حضرات و عوالم هستی سیر می کند و در همه آن عوالم و نشآت حضور وجودی دارد و هیچ عالمی نسبت به او در بسته نیست. او کسی است که در طول عمر خویش هر روز در شامگاه بر محاسبه نفس می نشست و یکایک اعضا و جوارح خویش را بازخواست می کرد و پیش از آن که روز قیامتی برسد تا دهان ها مهر شود و اعضای بدن او بازخواست شوند، خود به بازخواست تک تک اعضا می پردازد. آن گاه بر ترازوی عمل می رود و وزن کشی می کند تا ببیند که در این یک روز، سبک شده و خفت موازینه رخ داده و یا این که سنگین شده و ثقلت موازینه تحقق یافته است و از نظر وجودی سنگین تر و پربارتر شده است. این که شبانه روز به محاسبه نفس مشغول و به وزن کشی می پردازد تا اشکالات خویش را برطرف کند و براساس موازین الهی و معیارهای خداوندی وزن کشی می کند، به مقامی می رسد که پیش از مرگ ناخواسته و طبیعی، خود را به مرگ اختیاری می میراند. در این مرگ اختیاری است که کشف و شهود معرفتی برای او رخ می نماید و روز به روز که وزن و اعتبارش افزوده می شود کشف و شهود وجودی رخ می دهد و سیر عوالم و حضرات می کند.

این گونه است که پیش از مرگ، از آخرت و آخرتیان خبر می یابد و خود جزئی از اهل آخرت می شود. نفیر و شیون دوزخیان را می شنود و با اهل بهشت و بهشتیان از حور و جن و غلمان محشور می باشد و از میوه های بهشتی بهره مند می شود.

این همه زمانی رخ می دهد که انسان به معنای واقعی کلمه اهل تقوا و مغفرت باشد؛ یعنی راهی را برود که پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) رفته اند که راه کمالی و به تعبیر قرآن، اسوه کامله است. از این راه انسانهای بسیاری رفته اند که از جمله آنها یکی را در این جا از اصول کافی بیان می کنیم.

مرحوم کلینی در اصول کافی، ج 2، ص 35 داستان زیدبن حارثه را چنین نقل نموده- گرچه اسم زید را بیان نکرده- رسول اکرم(ص) بعد ازنماز صبح جوانی را که در حال چرت زدن، با رنگ زرد، چشم های گود رفته و بدن لاغر و نحیف بود مشاهده کرد و فرمود: چگونه صبح کردی؟

عرض کرد: صبح کردم در حالی که به یقین رسیده ام.

حضرت خوشش آمد. فرمود: هر چیزی حقیقتی دارد، حقیقت یقین تو چیست؟

عرض کرد: یقینم موجب نگرانی و ترسم و سبب شب زنده داری و تشنگی روزم شده است. (یعنی روزها روزه ام) به این سبب دل از دنیا و هرچه در آن است بریده ام؛ گویا عرش الهی را می بینم که برای حساب آماده شده است و مردم همه برای آن محشور شده اند و من هم یکی از آنان هستم؛ گویا نگاه به اهل بهشت می کنم که در ناز و نعمت اند و با صمیمت تکیه بر تخت های بهشتی زده اند و اهل آتش را می بینم که در عذاب گرفتارند و گویا الان صدای غرش آتش در گوشم صدا می کند.

حضرت فرمود: هذا عبد نور الله قلبه بالایمان؛ این بنده ای است که خدا دلش را به نور ایمان منور کرده است. به او فرمود: آفرین، بر همین حال باش.

عرض کرد: یا رسول الله دعا کنید شهادت روزی ام شود. و حضرت دعا فرمود. طولی نکشید که در یکی از غزوات دهمین نفر بود که شهید شد.

کوتاه سخن آنکه کسی که آرزوی عاقبت بخیری و با فرجام خوش رفتن از این دنیا را دارد بایستی تقوا را در همه ابعاد و شرایط آن در زندگی عملی خود پیاده کند و تقوا چیزی نیست جز عمل به آموزه های دینی و قرآنی و در یک کلام عمل به واجبات و پرهیز از محرمات و البته تقوای الهی به توکل و تسلیم و تفویض امر الی الله کامل می شود و قرآن همه چیز را در گرو ایمان درست و عمل صالح می داند که تقوای الهی بخشی از این مجموعه کلان است.

با همه این اوصاف شخص باید همواره به درگاه خداوند دعا و زاری کند که او را از غرور و امتحان و بلاهای مختلف نجات داده و عاقبت او را ختم بخیر کند. به عبارت دیگر هر چند ما موظفیم تقوا را در همه مراحل و ابعاد زندگی مراعات کنیم و خود را پاک و مبرا از دلبستگی های دنیوی، آماده رفتن به جهان آخرت کنیم اما با این همه نباید خویشتن را بی نیاز از التماس و درخواست به درگاه خداوندی برای عاقبت بخیری بدانیم و باید همواره ختم بخیری را از آن یگانه هستی مسألت کنیم.

××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

منبع:http://www.somamus.com